ميرزا محمد حيدر دوغلات

413

تاريخ رشيدى ( فارسي )

تسعمايه 326 شيبان متوجه اندجان شدند . خان چهره ملاحظه را در آيينهء تأمل نيك احتياط نمود ديد كه در سر اندجان معارضه به اوزبك جز زنگ ملال و موريانه اختلال چيزى در مراة دولت به حاصل نمىآيد و آنانى كه قوت مقاومت داشتند ، رخت اقامت را از حدود شيبان برداشتند و آنى كه فى الجمله معارضه مىكرد بابر پادشاه بود . وى نيز پاى ياس را در ركاب نااميدى كرده به كابل گذشت . پس لايق وقت آن است كه قبل از آنكه ايشان نزديك آيند ، به درآيند ، خان نيز به طرف كاشغر به راه مغولستان بدر رفت . ولايت فرغانه نيز به ماوراء النهر صافى شد . مهم خانيت 327 را به رسم قديم به اسنّ سلاطين كه كوجوم سلطان بود مقرر داشتند و قاالفه كه ولى عهد باشد ، سيوينجك سلطان شد ، اما سيونجك سلطان پيش از كوجوم خان نماند و جانى بيگ سلطان قاالفه شد ، وى نيز در عقب سيوينجك سلطان رفت . بعد از وى كوجوم خان نيز قدم بر قدم مشار اليهما رفت ، عبيد اللّه خان به جاى وى نشست ، اگر چه از تاريخ سنه احدى عشر و تسعمايه 328 تا آخر عهد خانان مذكور ، تمام مهمات شيبان را وى سامان مىداد . اگر او امر خانى را قبول فرمودى انصاف آن بود كه هيچكس با وى معارضه نكردى . اما وى رسم قديم را مرعى داشته امر خانيت را به هر كس كه اسنّ بود به وى تفويض مىنمود تا بعد از ابو سعيد خان از وى اسنّى نماند ، ( 186 ر ) بر تخت خانى نشست و به نسايم عدل و احسان ، مشام عالم را معطر گردانيد تا در تاريخ سنه ستة و اربعين و تسعمايه ، 329 جهان فانى را وداع داد و روح مطهر او به خطاير قدس خراميد - انار اللّه برهانه . زعم بنده اين است كه در اين مدت صد سال در تمام بلاد عالم كه پادشاه گذاشته‌اند ، آنان كه شنيده و ديده شده است ، « 1 » مثل وى كسى استماع نيفتاده و ديده نشده است . اولا پادشاهى بود مسلمان و متدين و متقى و پرهيزگار ، همه امور دين و ملت و ملك و دولت و سپاهى و رعيت را به قانون شرع به فيصل رسانيدى و به يك سر مويى تجاوز از شرع راضى نبودى و در بيشه شجاعت هزبر شير شكار بود « 2 » و در بحر سخاوت ، كف او صدف درر بار . ذات خجسته صفات او به

--> ( 1 ) . نگ : - در تمام بلاد . . . است . ( 2 ) . نگ : راضى نبودى در شجاعت سرآمد همگان بود .